سايتي براي جامعه روابط عمومي ايران


صفحه اول

ارتباط با ما

RSS 2.0 Feed
RSS 1.0 Feed


 


 

 

آرشيو

ماهانه:
August 2004 (3)
July 2004 (5)
June 2004 (19)

موضوعی:
روابط عمومی ها،پل ارتباطی یا پل اسقاطی (1)
ساير (1)
صداقت حلقه مفقوده در روابط عمومی ها (1)

 

 

پيوندها

iranPR.org

انجمن متخصصان

انجمن روابط عمومي

انجمن ايپرا

PRsa انجمن

 

 

کارگزار روابط عمومي

 

 

جامعه اطلاعاتي

بانک اطلاعات نشريات

بازارچه کتاب

 

 

 


نوشته‌هاي وبلاگ: 27
نظرات : 2182

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

ملاک موفقیت دستگاههای دولتی در اجرای طرح تکذیم ارباب رجوع

 


پس از تهيه ،تصويب و ابلاغ بخشنامه طرح تكريم ارباب رجوع از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي به وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي ،اين حركت در سطح وزراتخانه و سازمانها ايجاد گرديد تا در استقبال از اين بخشنامه و در راستاي كرامت انساني و تكريم ارباب رجوع و خدمات رساني صحيح و اصولي و پاسخگوئي سريع و صريح به مراجعه گنندگان ،برنامه هاي را جهت اجراءتدوين نمايند .و اين در حالي است كه در اكثر وزارتخانه ها و سازمانها، مسئو ليت مستقيم اين موضوع و سياست گذاري و برنامه ريزي آن به معاونت هاي اداري و پشتيباني تفويض گرديد و عملا حضور روابط عمومي به عنوان عامل تصميم سازي و تصميم گيري در اين امر مهم به شدت كم رنگ بوده و تنها در سطح يك مجري و فرمانبر قلمداد گرديده است و شايد اين مقوله ريشه در عدم درك واقعي از فلسفه وجودي روابط عمومي از سوي مديران ارشد سازمانها و يا اينكه ناشي از  عدم اعتماد مسئولين به توان علمي و عملي روابط عمومي  و يا نا ديده انگاشتن جايگاه قانوني روابط عمومي مي توان به حساب آورد .اما با همه اين تفاسير اينكه تا چه ميزان روابط عمومي هاي سازمانها در اجراي اين برنامه و در پياده سازي بخشنامه ابلاغي موفق بوده اند،امري است مجزا كه در جاي خود قابل بحث و بررسي است .ولي نكته اي كه در اين ميان مطرح است اخباري است كه از سوي جرايد كثير الانتشار در خصوص توفيق دستگاههاي اداري و موفقيت شان دراجراي طرح تكريم ارباب رجوع منعكس مي گردد،مي باشد و سئوالي كه در اينجا مطرح است اينكه ملاك و ضابطه انتخاب يكدستگاه اداري در توفيق اجراي طرح تكريم ارباب رجوع چيست؟ وچگونه يك سازمان و نهادي در اجراي وظايف و تعهدات قانوني و اداري در قبال ارباب رجوع اداي تكليف نموده است كه به عنوان سازمان موفق قلمداد گرديده و معرفي شده است؟،كه در واقع موضوعي است كه به دقت روشن نشده است؟ ضمن آنكه بايد خاطر نشان ساخت پرداختن به اين مقوله دليلي بر انكار زحمات انجام گرفته شده، در كاربردي و عملي كردن بحث تكريم ارباب رجوع نيست بلكه هدف از طرح اين موضوع روشن سازي نحوه و ملاك شناسائي وانتخاب دستگاهها و سازمانهاي اداري است كه در سال پاسخگوئي بيشترين توفيق رادر راه انجام وظايف قانوني و خدمات رساني به ارباب رجوع كسب كرده اند.


اما نكته كه قبل از پرداختن به اين موضع به عنوان پيش نياز مي بايد مورد تامل و تعمق قرار گيرد. اينكه در حال حاضر درعرصه مديريتي، برنامه ريزي، انجام كارهاي اداري، اجراي تكاليف و وظايف قانوني، نوع و نحوه خدمات دهي و خدمات رساني، تسريع و تسهيل در كارها، پاسخگوئي و شفاف سازي، مشتري مداري و تكريم ارباب رجوع در كجا قرار گرفته ايم؟ و داراي چه رتبه و جايگاهي هستيم،و به عبارت ديگر استانداردهاي جهاني چيست تا بتوانيم در مقايسه با آن خود را محك بزنيم ، و يا اينكه  در چارچوب و ضوابط اداري وسازماني با توجه به وظايف تعريف و تعيين شده، براي شروع، انجام و اتمام هر كاري كه بتوانيم  در بهترين سطح كمي و كيفي به انجام برسانيم و ضمن انجام وظيفه ،رضايتمندي مراجعه گنندگان و خدمات گيرندگان را جلب كنيم ،نياز به چه ميزان زمان مي باشد؟ و از طرف ديگر در نظام اداري و اجتماعي چه تعريفي از رضايتمندي بيان گرديده است و اساسا با اتكاء به شاخص هاي تعريف شده تا چه ميزان توانسته ايم انتظارات معقول و منطقي مخاطبان سازماني را به عنوان يك حق قانوني بر آورده سازيم.


ضمن آنكه در راستاي تنوير افكار عمومي و اطلاع رساني صحيح و اصولي تا چه ميزان توانسته ايم به طرح و تبيين مسائل ياد شده بپردازيم و واقع بينانه وصادقانه تصوير درست و مناسب از شرايط فعلي توام با نگاهي مقايسه اي به افكار عمومي ارائه دهيم.تا آنان با دستيابي به اين دانسته ها و اطلاعات حقوق فردي و اجتماعي خود را مطالبه نمايند .


پرواضح است اگر بتوانيم به اين سئوالات پاسخ درست دهيم و براساس پاسخ حاصله، شرايط و جايگاه خود را مشخص سازيم آنگاه مي توانيم يك دستگاه اداري را در اجراي طرح تكريم (ارباب رجوع) به عنوان يك وظيفه اداي و سازماني مورد بررسي قرار دهيم و توفيق يا عدم توفيق آن را مشخص سازيم، زيرا هماهنگونه كه تكريم ارباب رجوع به عنوان يك امر جدي و مهم مي بايد در سطح  وزارتخانه ها و سازمانها و نهادها اجراء گردد. مهمتر و جدي تر از آن بستر سازي و آماده نمودن شرايط براي اجراء تحقق اين اصل اساسي و مهم است. و در واقع بدون فراهم نمودن محيط و لحاظ كردن شاخصه هاي علمي و عملي انتظار تحقق واقعي تكريم كمي غير منطقي است ، ضمن آنكه با محدود ساختن تكريم و كرامت انساني در قالب چند كار معمولي وپيش پا افتاده و با بكارگيري الفاظ مودبانه و محبت آميز از سوي كاركنان در روياروي با مراجعه كنندگان كه به عنوان ملاكي براي انتخاب دستگاه اداي درتوفيق اجراي اين طرح، محسوب مي گردد. نادرست و قابل اتكاء نمي باشد. و در واقع بيانگر سطحي نگري و عدم درك صحيح از تكريم ارباب رجوع است.بلكه همانگونه كه در سايه همت پويا و تلاشگرانه اجراي طرح تكريم به عنوان يك خلاءو نياز اداري و اجتماعي در تحقق حقوق انساني مطرح گرديد ،مي بايد در همين راستا پا را فراتر گذاشته و اصولي تر و علمي تر در اين وا دي حركت كنيم.و با كاري اساسي و زير بنائي حق مطلب را بجا آوريم.


 


 

روابط عمومی بودن یا روابط عمومی کردن

 


 

اگر در بین روابط عمومی های کشور گشتی بزنیم و بخواهیم ساختار، شرایط ونحوه عملکرد آنان را مورد بررسی قرار بدهیم در خواهیم یافت ،اکثر کسانی که در عرصه روابط عمومی قدم گذاشته اند و یا اینکه عهدار مسولیت روابط عمومی ها  شده اند و در  میدان خطیرارتباطات و اطلاع رسانی  گام نهاده اند قبل از آنکه بخواهند کار روابط عمومی انجام دهند و با درک صحیح از فلسفه وجودی روابط عمومی واقع بینانه در این عرصه عمل نمایند، یبشتر نقش روابط عمومی را بازی کرده اند  و دراین  صحنه ارتباطی با اتکاء به رنگ و لعاب مصنوعی بجای هنر آفرینی ،نقش آفرینی کرده اند و شاید دراین گذر عده ای به ظاهرموفق شده اند و توانسته اند نام و نانی کسب کنند ،ولی قدر مسلم آن است که این شرایط دوام نیافته  و در مقابل شعور اجتماعی و عقل جمعی این موضوع به مرور کم رنگ گردیده است و در واقع  افکار عمومی آگاه به نقد و بررسی این نهاد اجتماعی مدعی پرداخته است وشاید دیری نپاید که نتایج حاصله عاملی باشد تا افکار عمومی  در مقابل این رسانه ارتباط جمعی موضع گیری نماید ،ضمن آنکه باید به این مطلب اشاره کرد همان گونه که پس از گذشت چند سال روابط عمومی در بین مدیران سطح عالی و میانی نتوانسته است از جایگاه مطلوب و مناسب برخوردار گرددو علیرغم شعار گرائی نتوانسته است از جایگاه اصلی و حقیقی برخوردار گردد ،متاسفانه این موضوع دربین عموم مردم نیز سرایت کرده است  و در این میان روابط عمو می نتوانسته است برای خود جایگاهی باز کند و حتی مقبول طبع مخاطبان خاص قرا ر گیرد و برای خود وضعیت مناسبی را مهیا کند، و شاید این عدم توفیق ریشه در آن دارد که روابط عمومی ها بجای روابط عمومی کردن ،ازوظیفه   و رسالت اصلی خود دور شدند و  سعی کردند تنها نقش روابط عمومی را بازی کنندوتنها  روابط عمومی شکلی باشند و در واقع این نقش تصنعی موجب شد تا برای دوام و بقاء گاهی از صداقت دور شوند و این دوری طبعا انفکاک و جدائی مردم را از روابط عمومی با خود به همراه داشت و عملا یک روابط عمومی  می توانست تنها روابط عمومی سازمان خود باشند و بس

روابط عمومی،پلارتباطی یا پل اسقاطی

 


 


 وقتي به تعاريف روابط عمومي مراجعه مي كنيم اكثر قريب به اتفاق روابط عمومي را پل ارتباطي مي دانند كه به عنوان يك واسطه اثر گذار ،درون و بيرون يك سازمان را به هم مرتبط مي سازد،كه در واقع سعي مي نمايد در قالب يك تلاش برنامه ريزي شده و هوشمندانه    سازمان و مخاطبان را در يك كنش و واكنش متقابل به يك نقطه تعاملي ،تفاهمي و مشاركتي نزديك سازد. شايد اين تعريف دلنشين كه به عنوان يكي از وظايف اساسي و اصلي روابط عمومي مطرح مي گردد و از دل آن مفاهيمي ا زقبيل ايجاد و برقراري ارتباط و اطلاع رساني استنباط مي شود،تا حدودي موجب آرامش خاطر كساني را فراهم  سازد كه در چرخه درون و بيرون نظام اداري قرار دارند و از طرف ديگر به نوعي يك انتظار را در سطح درون و بيرون سازمان ايجاد نمايد كه مخاطبان خواه در خارج سازمان وجود داشته باشند يا در داخل سا زمان از اين پل براي رسيدن به اهداف و خواسته هاي معقول و منطقي خود استفاده نمايند و به نحوي نيازهاي اطلاعاتي و ارتباطي خود را در چارچوب و ضوابط تعين شده سازماني بر آورده سازند ،اما تحقق اين مطلب از دو زاويه قابل بررسي است، يكي مقوله قابليت روابط عمومي  ونكته ديگر مقوله عامليت روابط عمومي است،تا با اتكاءبه اين دو اصل بتوان به پل ارتباطي بودن روابط عمومي در مفهوم علمي و دقيق آن رسيد،ضمن آنكه بايد خاطر نشان ساخت عامليت و قابليت در روابط عمومي به عنوان دو محور اساسي در گردش چرخهاي فعاليت روابط عمومي محسوب مي گردند و در واقع بدون حضور يكي از اين محور امكان موفقيت روابط عمومي ها ميسر نخواهد بود و به نوعي، به جاي آنكه روابط عمومي تبديل به پل ارتباطي مناسب براي تسهيل و تسريع روابط تفاهمي و تعاملي گردد، به يك معبر اسقاطي كه هر لحظه امكان فرو ريختن آن مي باشد و يا اينكه به مرور، به واسطه عدم اقبال عمومي ،تبديل به راه متروكه و غير قابل استفاده خواهد شد،مي شود،


چنانكه درحال حاضر اين مشكل متوجه روابط عمومي ها گرديده و نتوانسته اند در روابط اجتماعي و سازماني به عنوان يك پل مطمئن ،محكم و مناسب براي مخاطبان سازماني محسوب گردند و به عبارت ديگر هنوز مردم از اين نهاد اجتماعي نتوانسته اند بدرستي استفاده نمايند ،بنابراين آنچه كه از آن به عنوان پايه هاي پل ارتباطي تعبير كرده ايم، در مفهوم قابليت و عامليت روابط عمومي متصور مي گردد مشروط بر اينكه بتوانيم شرايط را براي عينيت بخشي به مسائل ذهني در قلمرو روابط عمومي فراهم سازيم.      


اما آنچه كه به عنوان قابليت روابط عمومي مي توان فهرست واربه آن اشاره كرد عبارتند از :                                                           1-نيروي انساني متخصص،آگاه و آشنا به روابط عمومي باتحصيلات دانشگاهي مرتبط و داراي تجارب مفيد                                        2-استفاده از ابزار و سازو كارهاي جديدو تكنولوژي و فناوري روز  3-حضور مدير روابط عمومي قوي ،كارآمد و مسلط به امور            4-استفاده از فنون و روش هاي جديد در عرصه ارتباطات و اطلاع رساني                                                                               5-ايجاد شرايط محيطي مناسب و مطلوب                                    6-اجراي سيستم هاي مديريتي نوين در عرصه روابط عمومي          7-ارتباط با رسانه هاي ارتباط جمعي ،خبرگزاريها.صداو سيما ،جرايد كثير الانتشاروسايت هاي اينتر نتي                                            8-امكان برقراري ارتباطات صحيح  اصولي بر اساس تفاهم،تعامل و مشاركت بامخاطبان درون و برون سازماني                                 9-امكان اطلاع رساني و ارتقاءبخشي آگاهي مخاطبان و رفع نياز هاي اطلاعاتي آنان                                                                10-قدرت پاسخگوئي،شفاف سازي و تنوير افكار عمومي                 11- قابليت مردم مداري ،مشتري مداري و تكريم ارباب رجوع        12-قدرت تسهيل ،تسريع وتصريح بخشي در سطح سازمان و بيرون از سازمان                                                                          13-قدرت فرهنگ سازي و تعميم مباحث و مسائل فرهنگي               14-عامل مديريت در بحران ،زمان ،بهبود كيفيت و كميت ،بهروري و سيستم هاي نظارتي                                                             15-امكان سنجش افكار عمومي و اطلاع از خواسته ،انتظارات و     د يدگاههاي مخاطبان درجهت تحقق امر مشتري                            16-امكان آموزش عمومي به صورت آشكارا و پنهان ،مستقيم و غير مستقيم در سطح سازمان و جامعه                                              ضمن آنكه در مبحث مربوط به مقوله عامليتي روابط عمومي مي توان به مواردي ازقبيل ذيل اشاره كرد:                                                1-اشراف وآگاهي مديران ارشد سازمان ها نسبت به روابط عمومي و فلسفه وجودي آن                                                                  2- درنظر گرفتن جايگاه سازماني مناسب براي روابط عمومي          3-حمايت جدي مادي و معنوي از روابط عمومي به صورت مستقيم    و غير مستقيم                                                                      4- فراهم نمودن شرايط و محيط مناسب براي فعاليت علمي و اصولي روابط عمومي                                                            5-ايجاد فرهنگ خود باوري در روابط عمومي                             6-فراهم نمودن شرايط لازم براي به روز كردن اطلاعات و آگاهي در سطح روابط عمومي از طريق آموزش                                    7-سوق دادن روابط عمومي به كارهاي اساسي و جدي و دور كردن


 

آنان از كارهاي غير مرتبط و حاشيه اي                                        8-حذف هر گونه پارازيت و موانع اداري و انساني  از سر راه         روابط عمومي                                                                     9-تلاش مديريتي در همراه و همگام سازي سازمان با روابط عمومي   بنابراين اگر به موارد اشاره شده با تعمق و دقت توجه نمائيم در خواهيم يافت كه اكثر روابط عمومي هاي ايران فاقد شرايط لازم مي باشند و در واقع به واسطه فقدان شرايط نتوانسته اند موفقيتي كسب نمايند،زيرا اين عدم توفيق يا ناشي از  مشكلات قابليتي است و يا  بواسطه مشكلات عامليتي،و اين عوامل موجب گرديده كه روابط عمومي ها نتوانند پل ارتباطي محكم و مناسب در نزد مردم محسوب گردندودر بيشتر مواقع بواسطه نگاه ابزاري كه از سوي مسئولين نسبت  به اين نهاد اجتماعي اعمال مي گردد، جنبه موقتي پيداكرده است و متاسفانه روابط عمومي ها نيز در اين كش و قوس با اين شرايط خو گرفته اند و عادت كرده اند كه طبعا خروج از عادت مالوفه كاري مشكل و امري بسيار دشواراست.                      

خبرگزاری موازی


یکی از اتفاقات مهم در عرصه اطلاع رسانی حضور و ظهور خبرگزاری های مختلف در طی یکی دو سال اخیر بوده است ، و اگر به سال های قبل مراجعه کنیم محد و د یت های که در این عرصه وجود داشته  مانع از حرکت های جدی بوده و عملا تنها یک الی دو خبرگزاری به عنوان منابع خبری فعالیت داشته اند و


این موضوع موجب می شد تا با توجه به ساختار و وابستگی خبرگزاریها به حمایت های دولتی، فضای مناسبی برای مانور های اطلاع رسانی وجود نداشته ودر نهایت  در  یک شرایط و موقعیت خاص در راستای سیاست حاکم حرکت نمایند و بالطبع به سراغ اخباری روند و یا اخباری را منعکس نمایند که در چارچوب تعریف شده و  تعین شده باشد و در  ماموریت  تکلیف صورت پذیرد و این امر موجب می شد که رسانه های داخلی بویژه جراید کثیر الانتشارکه به عنوان مصرف گنندگان جدی اخبار تلکس خبرگذاری محسوب می شده اند به واسطه شرایط از تنوع خبری برخوردار نباشند و به ناچار از منابع موجود تغذیه نمایند و به عبارت دیگر این نوع ارتباط و بده بستان یک طرفه موجب می شد که در عمل روزنامه ها و جراید در زیر کلید خبرگزاری ها قراربگیرند که مسلما متضرر واقعی توده مردم محسوب می شده اند اما با تغیراتی که در این عرصه رخ داد ،و به صورت سیل آسا روزنامه ها و جراید یکی پس از دیگری  پا به  عرصه ظهور می گذاشته اند و دکه های مطبو عاتی روزانه پیش خوانشان مملو از روز نامه ها و هفته نامه ها وماهنامه فصلنامه های رنگارنگ با تیتر و عناوین مختلف می شد یک هشدار باش و اعلام خطر برای خبرگزاری های موجود بود تا از شرایط و وضعیت موجود شان  رها شوند و با رخداد های جدی و مهمی که در پیرامون آنها به وقوع می پیوست هماهنگ شوند ضمن آنکه مطابق با رشد کمی و کیفی مطبوعات این احساس نیاز ایجاد شد تا همگام با جراید، خبر گزاری های جدید در عرصه اطلاع رسانی پا به منصه ظهور بگذارند و در واقع افق جدیدی را در امر آگاه سازی  در پیش روی افکار عمومی قرار دهند که بی تردید این اتفاق و این اقدام موجب شد که رسانه با توجه به ساختار و سیاست های شان  در انتخاب و انعکاس اخبار از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشند و در عمل مردم  که به عنوان مخاطبان اصلی محسوب می شوند از امکانات اطلاعاتی بهتری برخور دار شوند اگر چه حضور خبرگزاری و آژانس های خبری به صورت خصوصی که از امکانات و سازکارهای جدید و فناوری روزبرخوردار باشند بطور باید و شاید حضور پررنگ ندارند و بواسطه عدم ثبات سیاسی و اقتصادی از اقبال عمومی برخوردار نمی باشند و این خبرگزاری های موجود که در حال حاضر فعالیت می کنند خوشبختانه در قیاس با سالهای گذشته از یک رشد کمی و کیفی قابل قبولی برخوردار شدهاند ولیکن همگی آنها از یک نوع وابستگی و حمایت های آشکار و پنهان برخوردارتد و این موضوع تا حدودی عرصه رقابت را تنگ و ناخواسته خبر گزاری ها را به یک کار موازی سوق داده است 

که اگر این روند ادامه یابد خبرگزاری های نوپا از گردونه خارج و شاید دیری نپاید که به وضعیت گذشته بر گردیم

شایدوقت دیگر

 


 

وقتی به سال های گذشته مراجعه می کنیم و روابط عمومی را در طی این  سال ها  مورد نقد و برسی قرار می دهیم فراز و نشیب های زیادی را در پیش روی این نهاد مدنی می بینیم که در واقع هررخدادو هر اتفاقی که در این عرصه به وقوع پیوسته است ماحصل تلاش و کوششی آگاهانه و برنامه ریزی شده  بوده است که توسط عده ای علاقمند و دلسوز در سامان بخشی روابط عمومی و ارتقاء سطح کمی و کیفی آن صورت گرفته است ،شاید در آن سال های که روابط عمومی در خیر مقدم گوئی و چاپلوسی های متزورانه و نقش و لعاب دادن به عملکرد های یک سویه و فاقد محتواخلاصه  می شده است ،و سعی می گردید که به همه چیز شبیه باشد الا روابط عمومی ،عده ای در عرصه علمی و عملی و اجرائی، توان را در فراهم  نمودن شرایط لازم برای اجرای کار  اساسی و جدی وغنا بخشی به ادبیات شفاهی روابط عمومی معطوف ساخته بوده اند و شاید توفیق نسبی آنان دستمایه برای کار و تلاش دیگران گردید که در دهه اخیر توانسته اند روابط عمومی را از حالت کلیشه ای و روز مرگی که تمام توانش صرف پوشال گذاری بوده است رها سازند و شاید یکی ازاتفاقات خوب و در خور توجه که در سال های اخیر  موجب ارتقاءبخشی جایگاه روابط عمومی گردیده بود ور واقع می توان از آن به عنوان یک فتح باب نام برد که حاکی احساس نیاز به روابط عمومی در بین مسئو لین بوده است تهیه و ابلاغ بخشنامه ای بوده که روابط عمومی را در چارچوب اداری از حاشیه خارج کرده بود تاضمن ارتقاءبخشی جایگاه سازمانی روابط عمومی و همطراز کردن آن با سایر معاونت ها به عنوان یک عضو ثابت در کلیه جلسات شورای اداری در تصمیم گیری و تصمیم سازی حضور فعال و جدی داشته باشد و عملا این بخشنامه نگرش و گرایش را در ارتباطات درون سازمانی تا حدودی نسبت به روابط عمومی تغیر داد و اگر چه این بخشنامه و ابلاغ آن  برخی موضع گیری و مقاومت منفی را از سوی عده ای که به روابط عمومی  باور نداشته و ندارند با خود به همراه داشت ، با این وجود شروع مناسب و قابل قبولی در نظام ادارئی که یک سیستم مدیریتی سنتی بر آن حاکم بوده است ، بود ،ضمن آنکه در همین سال در راستای جدی نگری به روابط عمومی برداشته شد ،و آن تخصیص بودجه مستقل نیم درصدی  از محل بودجه تخصیصی سالیانه به روابط عمومی بوده است و این موارد یاد شده در ان سال ها از رخداد های بسیار مهم در عرصه روابط عمومی تلقی می گردید و  نوید استقلال روابط عمومی و منفک شدن این نهاد مردمی را از بخش های غیر مرتبط و نا موزون در نظام مدیریتی می داد،در همین سال  ها تعدادزیادی از روابط عمومی از اسامی و نام های غیر حرفه ای و همچنین از وظایف نا همگون و نامرتبط جدا گردیدندو به عبارت دیگر این فضا و این قابلیت ایجاد کردند تا از مباحث ارتباطا ت و اطلاع رسانی صرف یک سویه ،شرایط رابرای کارهای جدی تر از قبیل پاسخگوئی ،مشتری مداری و تکریم ارباب رجوع با استفاده از فناوری و تکنولوژی جدید فراهم ساند و این بارقه امید در دل مشتاقان و کارگزاران روابط عمومی ایجاد کرده بود که با طرح مباحث و مسائلی جدی از این دست فضا بیش از پیش برای   درک فلسفه وجودی روابط عمومی  از سوی مسئولین و خود باوری روابط عمومی ها برای کار علمی و اصولی فراهم گردد ،که متاسفانه خبری که در روز نامه صبح اقتصاد درج گردیده بود تاحدودی این بارقه امید راکم رنگ و به نوعی یاس و نوامیدی را پررنگ کرد که پس از گذشت چند سال باز هم به سر جای اول برگشته ایم و در حالی که کشورهای توسعه یافته می روند تا در یک کش و قوس جدی ارتباطی و اطلا عاتی همه مرزها را در نوردند و همه کس و همه چیز را در سیطره ارتباطات و اطلاعات خود در بیاورند ما کماکان در سر جای نقطه اول ایستاده ایم و دور باطل را پیش گرفته ایم ،آن خبر مورد اشاره در خصوص بخشنامه جدیدی است که   توسط ریاست محترم سازمان مدیریت و برنامه ریزی  در خصوص چارت سازمانی جدیداین سازمان ابلاغ گردیده است که در بخشنامه مذکور اداره کل روابط عمومی این سازمان ضمن ادغام در حوزه ریاست این سازمان در حد یک گروه کاری افت درجه پیداکرده است ،اینکه در تهیه و ابلاغ این بخشنامه چه سیاست و هدفی دنبال می شده است موضوعی است که در سال پاسخگو ئی می باید روشن گرد د و اگر این امکان فراهم نگرددید شاید وقت دیگر مسئولین عزیز نسبت به این اقدام عجیب که لااقل برای جامعه روابط عمومی مهم می باشد توضیح لازم را ارائه دهند