سايتي براي جامعه روابط عمومي ايران


صفحه اول

ارتباط با ما

RSS 2.0 Feed
RSS 1.0 Feed


 


 

 

آرشيو

ماهانه:
August 2004 (3)
July 2004 (5)
June 2004 (19)

موضوعی:
روابط عمومی ها،پل ارتباطی یا پل اسقاطی (1)
ساير (1)
صداقت حلقه مفقوده در روابط عمومی ها (1)

 

 

پيوندها

iranPR.org

انجمن متخصصان

انجمن روابط عمومي

انجمن ايپرا

PRsa انجمن

 

 

کارگزار روابط عمومي

 

 

جامعه اطلاعاتي

بانک اطلاعات نشريات

بازارچه کتاب

 

 

 


نوشته‌هاي وبلاگ: 27
نظرات : 2182


 

 

 

 

 

 

August 26, 2004

 

ملاک موفقیت دستگاههای دولتی در اجرای طرح تکذیم ارباب رجوع


 


پس از تهيه ،تصويب و ابلاغ بخشنامه طرح تكريم ارباب رجوع از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي به وزارتخانه ها و سازمانهاي دولتي ،اين حركت در سطح وزراتخانه و سازمانها ايجاد گرديد تا در استقبال از اين بخشنامه و در راستاي كرامت انساني و تكريم ارباب رجوع و خدمات رساني صحيح و اصولي و پاسخگوئي سريع و صريح به مراجعه گنندگان ،برنامه هاي را جهت اجراءتدوين نمايند .و اين در حالي است كه در اكثر وزارتخانه ها و سازمانها، مسئو ليت مستقيم اين موضوع و سياست گذاري و برنامه ريزي آن به معاونت هاي اداري و پشتيباني تفويض گرديد و عملا حضور روابط عمومي به عنوان عامل تصميم سازي و تصميم گيري در اين امر مهم به شدت كم رنگ بوده و تنها در سطح يك مجري و فرمانبر قلمداد گرديده است و شايد اين مقوله ريشه در عدم درك واقعي از فلسفه وجودي روابط عمومي از سوي مديران ارشد سازمانها و يا اينكه ناشي از  عدم اعتماد مسئولين به توان علمي و عملي روابط عمومي  و يا نا ديده انگاشتن جايگاه قانوني روابط عمومي مي توان به حساب آورد .اما با همه اين تفاسير اينكه تا چه ميزان روابط عمومي هاي سازمانها در اجراي اين برنامه و در پياده سازي بخشنامه ابلاغي موفق بوده اند،امري است مجزا كه در جاي خود قابل بحث و بررسي است .ولي نكته اي كه در اين ميان مطرح است اخباري است كه از سوي جرايد كثير الانتشار در خصوص توفيق دستگاههاي اداري و موفقيت شان دراجراي طرح تكريم ارباب رجوع منعكس مي گردد،مي باشد و سئوالي كه در اينجا مطرح است اينكه ملاك و ضابطه انتخاب يكدستگاه اداري در توفيق اجراي طرح تكريم ارباب رجوع چيست؟ وچگونه يك سازمان و نهادي در اجراي وظايف و تعهدات قانوني و اداري در قبال ارباب رجوع اداي تكليف نموده است كه به عنوان سازمان موفق قلمداد گرديده و معرفي شده است؟،كه در واقع موضوعي است كه به دقت روشن نشده است؟ ضمن آنكه بايد خاطر نشان ساخت پرداختن به اين مقوله دليلي بر انكار زحمات انجام گرفته شده، در كاربردي و عملي كردن بحث تكريم ارباب رجوع نيست بلكه هدف از طرح اين موضوع روشن سازي نحوه و ملاك شناسائي وانتخاب دستگاهها و سازمانهاي اداري است كه در سال پاسخگوئي بيشترين توفيق رادر راه انجام وظايف قانوني و خدمات رساني به ارباب رجوع كسب كرده اند.


اما نكته كه قبل از پرداختن به اين موضع به عنوان پيش نياز مي بايد مورد تامل و تعمق قرار گيرد. اينكه در حال حاضر درعرصه مديريتي، برنامه ريزي، انجام كارهاي اداري، اجراي تكاليف و وظايف قانوني، نوع و نحوه خدمات دهي و خدمات رساني، تسريع و تسهيل در كارها، پاسخگوئي و شفاف سازي، مشتري مداري و تكريم ارباب رجوع در كجا قرار گرفته ايم؟ و داراي چه رتبه و جايگاهي هستيم،و به عبارت ديگر استانداردهاي جهاني چيست تا بتوانيم در مقايسه با آن خود را محك بزنيم ، و يا اينكه  در چارچوب و ضوابط اداري وسازماني با توجه به وظايف تعريف و تعيين شده، براي شروع، انجام و اتمام هر كاري كه بتوانيم  در بهترين سطح كمي و كيفي به انجام برسانيم و ضمن انجام وظيفه ،رضايتمندي مراجعه گنندگان و خدمات گيرندگان را جلب كنيم ،نياز به چه ميزان زمان مي باشد؟ و از طرف ديگر در نظام اداري و اجتماعي چه تعريفي از رضايتمندي بيان گرديده است و اساسا با اتكاء به شاخص هاي تعريف شده تا چه ميزان توانسته ايم انتظارات معقول و منطقي مخاطبان سازماني را به عنوان يك حق قانوني بر آورده سازيم.


ضمن آنكه در راستاي تنوير افكار عمومي و اطلاع رساني صحيح و اصولي تا چه ميزان توانسته ايم به طرح و تبيين مسائل ياد شده بپردازيم و واقع بينانه وصادقانه تصوير درست و مناسب از شرايط فعلي توام با نگاهي مقايسه اي به افكار عمومي ارائه دهيم.تا آنان با دستيابي به اين دانسته ها و اطلاعات حقوق فردي و اجتماعي خود را مطالبه نمايند .


پرواضح است اگر بتوانيم به اين سئوالات پاسخ درست دهيم و براساس پاسخ حاصله، شرايط و جايگاه خود را مشخص سازيم آنگاه مي توانيم يك دستگاه اداري را در اجراي طرح تكريم (ارباب رجوع) به عنوان يك وظيفه اداي و سازماني مورد بررسي قرار دهيم و توفيق يا عدم توفيق آن را مشخص سازيم، زيرا هماهنگونه كه تكريم ارباب رجوع به عنوان يك امر جدي و مهم مي بايد در سطح  وزارتخانه ها و سازمانها و نهادها اجراء گردد. مهمتر و جدي تر از آن بستر سازي و آماده نمودن شرايط براي اجراء تحقق اين اصل اساسي و مهم است. و در واقع بدون فراهم نمودن محيط و لحاظ كردن شاخصه هاي علمي و عملي انتظار تحقق واقعي تكريم كمي غير منطقي است ، ضمن آنكه با محدود ساختن تكريم و كرامت انساني در قالب چند كار معمولي وپيش پا افتاده و با بكارگيري الفاظ مودبانه و محبت آميز از سوي كاركنان در روياروي با مراجعه كنندگان كه به عنوان ملاكي براي انتخاب دستگاه اداي درتوفيق اجراي اين طرح، محسوب مي گردد. نادرست و قابل اتكاء نمي باشد. و در واقع بيانگر سطحي نگري و عدم درك صحيح از تكريم ارباب رجوع است.بلكه همانگونه كه در سايه همت پويا و تلاشگرانه اجراي طرح تكريم به عنوان يك خلاءو نياز اداري و اجتماعي در تحقق حقوق انساني مطرح گرديد ،مي بايد در همين راستا پا را فراتر گذاشته و اصولي تر و علمي تر در اين وا دي حركت كنيم.و با كاري اساسي و زير بنائي حق مطلب را بجا آوريم.


 


 

Posted by moaadi at 02:12 PM | Comments (338)

August 10, 2004

 

روابط عمومی بودن یا روابط عمومی کردن


 


 

اگر در بین روابط عمومی های کشور گشتی بزنیم و بخواهیم ساختار، شرایط ونحوه عملکرد آنان را مورد بررسی قرار بدهیم در خواهیم یافت ،اکثر کسانی که در عرصه روابط عمومی قدم گذاشته اند و یا اینکه عهدار مسولیت روابط عمومی ها  شده اند و در  میدان خطیرارتباطات و اطلاع رسانی  گام نهاده اند قبل از آنکه بخواهند کار روابط عمومی انجام دهند و با درک صحیح از فلسفه وجودی روابط عمومی واقع بینانه در این عرصه عمل نمایند، یبشتر نقش روابط عمومی را بازی کرده اند  و دراین  صحنه ارتباطی با اتکاء به رنگ و لعاب مصنوعی بجای هنر آفرینی ،نقش آفرینی کرده اند و شاید دراین گذر عده ای به ظاهرموفق شده اند و توانسته اند نام و نانی کسب کنند ،ولی قدر مسلم آن است که این شرایط دوام نیافته  و در مقابل شعور اجتماعی و عقل جمعی این موضوع به مرور کم رنگ گردیده است و در واقع  افکار عمومی آگاه به نقد و بررسی این نهاد اجتماعی مدعی پرداخته است وشاید دیری نپاید که نتایج حاصله عاملی باشد تا افکار عمومی  در مقابل این رسانه ارتباط جمعی موضع گیری نماید ،ضمن آنکه باید به این مطلب اشاره کرد همان گونه که پس از گذشت چند سال روابط عمومی در بین مدیران سطح عالی و میانی نتوانسته است از جایگاه مطلوب و مناسب برخوردار گرددو علیرغم شعار گرائی نتوانسته است از جایگاه اصلی و حقیقی برخوردار گردد ،متاسفانه این موضوع دربین عموم مردم نیز سرایت کرده است  و در این میان روابط عمو می نتوانسته است برای خود جایگاهی باز کند و حتی مقبول طبع مخاطبان خاص قرا ر گیرد و برای خود وضعیت مناسبی را مهیا کند، و شاید این عدم توفیق ریشه در آن دارد که روابط عمومی ها بجای روابط عمومی کردن ،ازوظیفه   و رسالت اصلی خود دور شدند و  سعی کردند تنها نقش روابط عمومی را بازی کنندوتنها  روابط عمومی شکلی باشند و در واقع این نقش تصنعی موجب شد تا برای دوام و بقاء گاهی از صداقت دور شوند و این دوری طبعا انفکاک و جدائی مردم را از روابط عمومی با خود به همراه داشت و عملا یک روابط عمومی  می توانست تنها روابط عمومی سازمان خود باشند و بس

Posted by moaadi at 11:32 PM | Comments (492)

August 09, 2004

 

روابط عمومی،پلارتباطی یا پل اسقاطی


 


 


 وقتي به تعاريف روابط عمومي مراجعه مي كنيم اكثر قريب به اتفاق روابط عمومي را پل ارتباطي مي دانند كه به عنوان يك واسطه اثر گذار ،درون و بيرون يك سازمان را به هم مرتبط مي سازد،كه در واقع سعي مي نمايد در قالب يك تلاش برنامه ريزي شده و هوشمندانه    سازمان و مخاطبان را در يك كنش و واكنش متقابل به يك نقطه تعاملي ،تفاهمي و مشاركتي نزديك سازد. شايد اين تعريف دلنشين كه به عنوان يكي از وظايف اساسي و اصلي روابط عمومي مطرح مي گردد و از دل آن مفاهيمي ا زقبيل ايجاد و برقراري ارتباط و اطلاع رساني استنباط مي شود،تا حدودي موجب آرامش خاطر كساني را فراهم  سازد كه در چرخه درون و بيرون نظام اداري قرار دارند و از طرف ديگر به نوعي يك انتظار را در سطح درون و بيرون سازمان ايجاد نمايد كه مخاطبان خواه در خارج سازمان وجود داشته باشند يا در داخل سا زمان از اين پل براي رسيدن به اهداف و خواسته هاي معقول و منطقي خود استفاده نمايند و به نحوي نيازهاي اطلاعاتي و ارتباطي خود را در چارچوب و ضوابط تعين شده سازماني بر آورده سازند ،اما تحقق اين مطلب از دو زاويه قابل بررسي است، يكي مقوله قابليت روابط عمومي  ونكته ديگر مقوله عامليت روابط عمومي است،تا با اتكاءبه اين دو اصل بتوان به پل ارتباطي بودن روابط عمومي در مفهوم علمي و دقيق آن رسيد،ضمن آنكه بايد خاطر نشان ساخت عامليت و قابليت در روابط عمومي به عنوان دو محور اساسي در گردش چرخهاي فعاليت روابط عمومي محسوب مي گردند و در واقع بدون حضور يكي از اين محور امكان موفقيت روابط عمومي ها ميسر نخواهد بود و به نوعي، به جاي آنكه روابط عمومي تبديل به پل ارتباطي مناسب براي تسهيل و تسريع روابط تفاهمي و تعاملي گردد، به يك معبر اسقاطي كه هر لحظه امكان فرو ريختن آن مي باشد و يا اينكه به مرور، به واسطه عدم اقبال عمومي ،تبديل به راه متروكه و غير قابل استفاده خواهد شد،مي شود،


چنانكه درحال حاضر اين مشكل متوجه روابط عمومي ها گرديده و نتوانسته اند در روابط اجتماعي و سازماني به عنوان يك پل مطمئن ،محكم و مناسب براي مخاطبان سازماني محسوب گردند و به عبارت ديگر هنوز مردم از اين نهاد اجتماعي نتوانسته اند بدرستي استفاده نمايند ،بنابراين آنچه كه از آن به عنوان پايه هاي پل ارتباطي تعبير كرده ايم، در مفهوم قابليت و عامليت روابط عمومي متصور مي گردد مشروط بر اينكه بتوانيم شرايط را براي عينيت بخشي به مسائل ذهني در قلمرو روابط عمومي فراهم سازيم.      


اما آنچه كه به عنوان قابليت روابط عمومي مي توان فهرست واربه آن اشاره كرد عبارتند از :                                                           1-نيروي انساني متخصص،آگاه و آشنا به روابط عمومي باتحصيلات دانشگاهي مرتبط و داراي تجارب مفيد                                        2-استفاده از ابزار و سازو كارهاي جديدو تكنولوژي و فناوري روز  3-حضور مدير روابط عمومي قوي ،كارآمد و مسلط به امور            4-استفاده از فنون و روش هاي جديد در عرصه ارتباطات و اطلاع رساني                                                                               5-ايجاد شرايط محيطي مناسب و مطلوب                                    6-اجراي سيستم هاي مديريتي نوين در عرصه روابط عمومي          7-ارتباط با رسانه هاي ارتباط جمعي ،خبرگزاريها.صداو سيما ،جرايد كثير الانتشاروسايت هاي اينتر نتي                                            8-امكان برقراري ارتباطات صحيح  اصولي بر اساس تفاهم،تعامل و مشاركت بامخاطبان درون و برون سازماني                                 9-امكان اطلاع رساني و ارتقاءبخشي آگاهي مخاطبان و رفع نياز هاي اطلاعاتي آنان                                                                10-قدرت پاسخگوئي،شفاف سازي و تنوير افكار عمومي                 11- قابليت مردم مداري ،مشتري مداري و تكريم ارباب رجوع        12-قدرت تسهيل ،تسريع وتصريح بخشي در سطح سازمان و بيرون از سازمان                                                                          13-قدرت فرهنگ سازي و تعميم مباحث و مسائل فرهنگي               14-عامل مديريت در بحران ،زمان ،بهبود كيفيت و كميت ،بهروري و سيستم هاي نظارتي                                                             15-امكان سنجش افكار عمومي و اطلاع از خواسته ،انتظارات و     د يدگاههاي مخاطبان درجهت تحقق امر مشتري                            16-امكان آموزش عمومي به صورت آشكارا و پنهان ،مستقيم و غير مستقيم در سطح سازمان و جامعه                                              ضمن آنكه در مبحث مربوط به مقوله عامليتي روابط عمومي مي توان به مواردي ازقبيل ذيل اشاره كرد:                                                1-اشراف وآگاهي مديران ارشد سازمان ها نسبت به روابط عمومي و فلسفه وجودي آن                                                                  2- درنظر گرفتن جايگاه سازماني مناسب براي روابط عمومي          3-حمايت جدي مادي و معنوي از روابط عمومي به صورت مستقيم    و غير مستقيم                                                                      4- فراهم نمودن شرايط و محيط مناسب براي فعاليت علمي و اصولي روابط عمومي                                                            5-ايجاد فرهنگ خود باوري در روابط عمومي                             6-فراهم نمودن شرايط لازم براي به روز كردن اطلاعات و آگاهي در سطح روابط عمومي از طريق آموزش                                    7-سوق دادن روابط عمومي به كارهاي اساسي و جدي و دور كردن


 

آنان از كارهاي غير مرتبط و حاشيه اي                                        8-حذف هر گونه پارازيت و موانع اداري و انساني  از سر راه         روابط عمومي                                                                     9-تلاش مديريتي در همراه و همگام سازي سازمان با روابط عمومي   بنابراين اگر به موارد اشاره شده با تعمق و دقت توجه نمائيم در خواهيم يافت كه اكثر روابط عمومي هاي ايران فاقد شرايط لازم مي باشند و در واقع به واسطه فقدان شرايط نتوانسته اند موفقيتي كسب نمايند،زيرا اين عدم توفيق يا ناشي از  مشكلات قابليتي است و يا  بواسطه مشكلات عامليتي،و اين عوامل موجب گرديده كه روابط عمومي ها نتوانند پل ارتباطي محكم و مناسب در نزد مردم محسوب گردندودر بيشتر مواقع بواسطه نگاه ابزاري كه از سوي مسئولين نسبت  به اين نهاد اجتماعي اعمال مي گردد، جنبه موقتي پيداكرده است و متاسفانه روابط عمومي ها نيز در اين كش و قوس با اين شرايط خو گرفته اند و عادت كرده اند كه طبعا خروج از عادت مالوفه كاري مشكل و امري بسيار دشواراست.                      

Posted by moaadi at 11:25 PM | Comments (286)